تبليغاتX
غمكده تنهايي.*•.*•.ღشبگرد تنها.*•.*•.ღ

غمكده تنهايي.*•.*•.ღشبگرد تنها.*•.*•.ღ
به سرزمینم خوش اومدی دوست عزیز
سفره خالی

ياد دارم در غروبی سرد سرد

ميگذشت از كوچه ما دوره گرد

داد میزد:كهنه قالي ميخرم

دسته دوم جنس عالي ميخرم

كاسه و ظرف سفالي ميخرم

گر نداري كوزه خالي ميخرم

اشك در چشمان بابا حلقه بست

عاقبت آهي كشيد بغضش شكست

اول ماه است و نان در سفره نيست

اي خدا شكرت ولي اين زندگيست؟

بوى نان تازه هوشش برده بود

اتفاقا مادرم هم روزه بود

خواهرم بى روسرى بيرون دويد

گفت آقا سفره خالى ميخريد؟

"شريعتي"

 


لينك | نوشته شده در شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 18:26 توسط شبگرد|
تولد
سلام به همه ببخشید که دیر به دیر آپ میکنم

این روزا دیگه حرفای خوب تموم شده همه  جا فقط دروغه

بگذریم نمی خوام سیاسی حرف بزنم

اولا ۱۶ مرداد تولدم بود دوما که از همه مهمتر بود نیمه شعبانم بود جاتون خالی این تولدم با همه تولدام فرق داشت یه حال و هوای دیگه ای داشت خلاصه با چند تا از دوستا یه جشن زیبایی به پا کردیم و شیرینی پخش کردیم کلی حال داد جای همه خالی اما تو همون موقع شعری دیدم که بدجوری منو به هم ریخت در مورد حضرت مهدی بود اما این یه بیتش خیلی فکرمو مشغول کرد

برای ما که خسته و دل شکسته ایم نه!

اما برای عده ای چه خوب شد نیامدی

در ضمن از همه دوستای که تو این مدت که نبودم اما با محبت یاد من بودن ممنونم

از خدا خواستم با اینکه روز تولد خودمه اما یه چیزی برای بقیه بخوام

چه اون های که منو دوست دارن چه اونهایی که دوست ندارن اما من دوست دارم که به هرچی که میخوان برسن خدا جونم ممنون

دوستار همتون شبگرد

 


لينك | نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 13:2 توسط شبگرد|
جای شبگرد بودن

می خواستم بنویسم اما چی!!!

نگفته ها زیاده اما زبانی برای بیان اون نیست.

حالا اگه شما شبگرد بودی دوست داشتی چی بگی؟


لينك | نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 11:35 توسط شبگرد|
شهادت حضرت زهرا(ع)
الا ای چاه یارم را گرفتند

گلم ، عشقم ، بهارم را گرفتند

میان کوچه ها با ضرب سیلی

همه دار و ندارم را گرفتند

شهادت حضرت زهرا یه دنیا حرفه

حرف هایی که تنها راه بیانش بغض تو گلوست

 


لينك | نوشته شده در پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 18:5 توسط شبگرد|
خوشبختی

سلام

یه مدتی نبودم یعنی اصلا نمی خواستم بیام

اما چتد وقت پیش البوم جدید احسان خواجه امیری رو رفتم گرفتم

این ترانش واقعا به دلم نشست

خیلیامون مشکلات زیادی داریم اما اگه توش شادی و خوشبختی دیگران رو ببینیم

تحملش دلنشین میشه

  دوستار همتون

  شبگرد

می خواستم بهت بگم چقدر پریشونم

دیدم خود خواهیه ، دیدم نمی تونم

تحمل می کنم بی تو به هر سختی

به شرطی که بدونم شاد و خوشبختی

 

به شرطی بشنوم دنیات آرومه

که دوسش داری ، از چشم هات معلومه

یکی اونجاست شبیه من ، یه دیوونه

که بیشتر از خودم ، قدر تو رو می دونه

 

چیکار کردی که با قلبم به خاطر تو بی رحمم

تو می خندی ، چه شیرینه گذشتن

تازه می فهمم ، تازه می فهمم

 

تو رو می خوام ، تموم زندگیم اینه

دارم می رم ، ته دیوونگیم اینه

نمی رسه به تو حتی صدای من

تو خوشبختی ، همین بسه برای من


لينك | نوشته شده در پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 16:19 توسط شبگرد|